محمد محمدى گيلانى

19

اسم مستأثر ( در وصيت امام وزعيم اكبر ) ( فارسى )

مقدار آن كم باشد ) ، يا سدير در آنچه از قرآن قرائت كردى آيا اين آيه را نيز يافته‌اى ؟ : « قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ » كه « خداوند تعالى برسول الله صلى الله عليه و آله امر مىفرمايد تا بمنكران رسالتش بگويد : انكارتان چه ارزشى دارد بعد از آنكه خداى تعالى و آنكس كه علم كتاب نزد او است برسالتم گواهند و گواهى كافى همين است و بس » . سدير مىگويد : عرض كردم : بلى فدايتان اين آيه را خوانده‌ام ، فرمودند : آيا آنكس كه تمام علم كتاب پيش او است افهم و اعلم است يا آنكس كه بعضى از علم كتاب پيش او است ؟ عرض كردم : نه بلكه آنكس كه تمام علم كتاب پيش او است ، پس آن بزرگوار به سينه مبارك خود بدست خويش اشارت فرمود و گفت : و الله علم كتاب تمامش نزد ما است ، و الله علم كتاب تمامش نزد ما است » . اسم اعظم چيست ؟ آراء و اقوال در آن مختلف است ، و قول مشهور در ميان مردم اين است كه اسم اعظم اسمى است لفظى از اسماء حسناى ملفوظهء خداوند متعال كه هر كس بدان وقوف يابد ، براى هر حاجتى كه به آن تكلم نمايد ، نيازش برآورده مىشود ، و اين تأثير عجيب در حروف اين اسم است كه با تركيبى مرموز ساخته شده است ، يعنى مواد مخصوص با تركيب خاص پديد آور آثار غير عادى است . بر اين راى ، اصحاب غرائم و اهل افسون و جادو و علماء اسرار حروف ، اصرار مىورزند اين طائفه گمان مىكنند كه مظاهر كمال اسماء ارواح افلاك و ستارگانند و طبائع و اسرار حروف در اسماء ، سارى است و بنابراين ، طبائع و اسرار مزبور بر طبق نظام در كائنات هم جريان دارد و نتيجه و ثمرهء اين علم در نزد آنان ، عبارت از تصرف كردن نفوس ربانى در عالم طبيعت ، به يارى اسماء حسنى و كلمات الهى است كه از حروف ناشى مىشوند و اين حروف باسرارى كه در كائنات جريان دارد ، محيط مىباشد سپس در ماهيت و كيفيت راز تصرفى كه در حروف وجود دارد اختلاف كرده‌اند : طائفه‌اى از اينها آن راز تصرف را در مزاج حاصل از تركيب حروف